شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

81

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و فيثاغورس را اشتياق صحبت كاهنان بىپايان شد ، ملتجى شد به حاكم كه فولوقراطيس باشد ، تا به امداد و يارى او صحبت منعقد گردد . حاكم نوشت به اماسيس حاكم مصر كتابتى ، و خبر كرد ايشان را از آمدن فيثاغورس به طرف ايشان ، و اينكه فيثاغورس در سلك دوستان من اندراج دارد ، و مرا نسبت به او شفقتى است بىنهايت ، بايد كه در تعليم علوم به او مضايقه نكنيد ، و در اين باب به او جوانمردى نمائيد . 10 ، 17 - چون فيثاغورس با كتابت فولوقراطيس به مجلس حاكم مصر رسيد ، و كتابت را گذرانيد ، مدعيات او را به درجهء قبول مقرون گردانيد ، نوشت به بزرگان كاهنان آنچه اراده و خواهش فيثاغورس بود . 10 ، 18 - پس فيثاغورس پيش اهل مدينة الشمس آمد و اين شهر در زمان ما معروف است به عين الشمس و كتابت حاكم ايشان را به ايشان داد ، و ايشان به اكراه و ناخوشى قبول نمودند آنچه در آن مرقوم بود . شروع كردند در امتحان فيثاغورس كه طلب او صادقست يا هوسى بيش نيست . 10 ، 19 - چون عيب « 32 » و نقصانى درو نيافتند به خدمت كاهنان منف فرستادند ، و ايشان نيز در صدد آزمايش و امتحان درآمده نهايت مبالغه و تأكيد در آن نمودند . چون آثار جد و جهد از افعال او يافتند بر وجهى كه شائبهء نقصان و فتور در آن نبود از روى كراهت قبول كردند . 10 ، 20 - پس او را فرستادند به طرف شهر ديوسبولس تا اهل شهر او را به انواع آزمايش بيازمايند ، حيله و بهانه كه او را دور كنند ، و خود را به تعليم او مشغول نسازند نيافتند ، چه توجه و عنايت حاكم شامل حال او بود . 10 ، 21 - آخر الامر ارتكاب چيزهاى بسيار برو فرض كردند ، تا به تنگ

--> ( 32 ) - د : عيبى .